سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مارال - MARAll

MARAll

   1   2   3   4   5   >>   >
















 
   








   

 


به یاد روزی باش



که بسیار روز بزرگی است. مطففین/5



که روز قیامت وعده گاه خلق است. نباء/17



که زمین به لرزه درآید. زلزله/1



که درهای آسمان گشوده شود. نباء/19


 



که کوه ها به مانند سراب گردد. نبا/20


 



که در صور دمیده شود و (من و تو و ما) فوج فوج به محشر وارد شویم. نباء/18


 


 



روزی که جهان بلرزد. نازعات/6



روزی که دل ها مضطرب و هراسان و چشم ها به زیر افکنده خواهد گشت. نازعات/7و8



نازعات/46


 


 


 


 


دستانم را
که به ریسمان محکم نام تو گره می زنم
احساس تلخ سقوط
در دلم محو می شود
چقدر با نام تو فاصله گرفته ام؟!
تو بگو...
می دانم...
دور شده ام...
به وسعت تمام ثانیه ها،
دقیقه ها،
ساعت ها
و روزهایی که
غفلت کردم
دامان پرمهر تو را رها کردم...
و محو زیبایی های دنیا شدم
و گم کردم تو را...
و گم شدم...
در این بازار پر همهمه دنیا
و حالا
پس از گذشت روزهای از دست رفته
دوباره بازگشته ام
و بین من و تو به اندازه کوهی از گناه و غفلت
فاصله افتاده است
و تو خود می دانی
که هیچ حاصلی از این فاصله نبردم
جز قلب و روحی زخمی و خسته
و کوله باری سنگین از گناه
اما حالا من برگشته ام
امیدوار به رحمت بی انتهای تو
می خواهم این فاصله ها را پر کنم
پناهم می دهی آیا؟
دستانم را این بار محکم تر به نام تو گره می زنم
و احساس تلخ سقوط در دلم محو می شود
چشمان گریانم را می بندم
و چیزی در دلم جاری می شود
چیزی شبیه صدای سبز دعا
«اَمَنْ یجیب» دلم در دل کوه، طنین می افکند
و صدای آمین را از تمام ذرات زمین و آسمان می شنونم
انگار تمام ذرات هستی در تکاپو هستند
تا مرا به تو برسانند
و من
دوباره نام تو را صدا می زنم
دستانم را محکم تر به نام تو گره می زنم
و دستان ناامیدی را می بینم
که از قلبم فرو می افتد
حالا چقدر با نام تو فاصله دارم
تو بگو
ای خدای مهربان من!

 


نوشته شده در جمعه 11/1/91ساعت 11:19 عصر توسط مارال نظرات ( ) |

بر سفره هفت سین بهارانه نشستیم          در محفل گل ها چو پروانه نشستیم


            سال نو و آینده و لطف و کرمِ  یار


         در لحظه تحویل به شکرانه نشستیم


 


                                            


 


پیام تبریک سال نو عضنفر ! :


سالی پر از توام و سرشار از آکنده برایتان مملوء از لبریزم !


 


با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد


برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت


روزهایتان بهاری و بهارتات جاودانه باد . . .!!!


 


سلام به همه دوستای خوبم ...سال  91 رو به همه شما عزیزان


پیشاپیش تبریک عرض می نمایمشوخی  


از ته دل بهترین ها و ماندنی ترین هارو براتون آرزو مندم


           


نوشته شده در یکشنبه 28/12/90ساعت 8:30 صبح توسط مارال نظرات ( ) |

                     عکس گل های زیبا و با طراوت


 


 


بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود


بیخودی حرص خوردیم سهممان کم نشود


ما خدارا سر دعوا بردیم و قسم ها خوردیم


ما به هم بد کردیم ما به هم بد گفتیم


وچقدر حظ بردیم


ما که را گول زدیم؟


 


نوشته شده در یکشنبه 14/12/90ساعت 1:0 عصر توسط مارال نظرات ( ) |

                          


                  نایت اسکین     گل های زیبا و رویایی


 


بس که دیوار دلم کوتاه است...


                         هرکه از کوچه تنهایی من می گذرد ،


 به هوای هوسی هم که شده ....


                             سرکی می کشد و می گذرد!!!!


 


نایت اسکین   نایت اسکین      

                                   گل های زیبا و رویایی


 


 


 


نایت اسکین

 


 


 


نایت اسکین

 


درنگاهت خوانده ام غرق تمنایی هنوز


گرچه درجمعی ولی تنهای تنهایی هنوز


بی توامشب گریه هم با من غریبی میکند


دیده درراهندچشمانم که بازآیی هنوز


 


                                گل های زیبا و رویایی


 


 


نایت اسکین 

 


                                     نایت اسکین


 


 


نایت اسکین

 


 


 


 


مگسی را کشتم



نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است


و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است


طفل معصوم به دور سر من میچرخید،


به خیالش قندم


یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!


ای دو صد نور به قبرش بارد؛


 











مگس خوبی بود...



من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،


مگسی را کشتم ...!









شعری زیبا از زنده یاد حسین پناهی


نوشته شده در چهارشنبه 28/10/90ساعت 3:28 عصر توسط مارال نظرات ( ) |

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری
کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت
کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::




اسیر مانده ایم در بهانه های پاپتی
و میله های آهنین و عشق های ساعتی

حوالی نگاهمان دوباره صف کشیده است
صدای تیک  تاک غم , شماره های صنعتی !

امان از اشتباه های نا تماممان , همان
تفاخر همیشگی به هیچ های قیمتی !

میان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق
نمانده در تسلط همان هبوط لعنتی ؟!

کسی نیامد از تبار انتظارمان ببین
که مانده ایم سخت در هجوم بی لیاقتی !
                        
     


نوشته شده در جمعه 16/10/90ساعت 8:3 صبح توسط مارال نظرات ( ) |

                           


 



"رفتگر زحمت کش


                     بیا و این یه پاییز، بی‌خیال ِ برگ‌های کوچه‌ی ما شو،


 
                                  من از راه رفتن روی این برگ های خشک خاطره دارم..."


 


 


 






الإمام الأنیس الرفیق، والوالد الشفیق، والأخ الشقیق، والاُمّ البرّة بالولد الصغیر، مفزع العباد فی الداهیة النّاد


امام، مونس و رفیق، پدر دلسوز، برادر برابر و مادر مهربان نسبت به فرزند خردسال است و پناه بندگان در هنگام رسیدن مصیبت های سخت است.


"امام رضا(علیه السلام)"





 


 


نوشته شده در سه شنبه 10/8/90ساعت 11:32 عصر توسط مارال نظرات ( ) |

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!..

به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید


برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.

"خدیجه پنجی"


 


دوستى‌ با مردم‌، نیمى‌ از عقل‌ است‌.


 


-  از امام‌ رضا (ع) از حقیقت‌ توکل‌ سؤال‌ شد فرمودند: این‌ که‌ جز خدا از کسى‌ نترسى.


- از اخلاق‌ پیامبران‌، نظافت‌ و پاکیزگى‌ است‌.


- دوست‌ هرکس‌ عقل‌ او ، و دشمنش‌ جهل‌ اوست‌.


- از امام‌ رضا (ع) سؤال‌ شد: سفله‌ کیست‌؟ فرمودند: آن‌ که‌ چیزى‌ دارد که‌ از (یاد) خدا بازش‌ دارد.


- ایمان‌ یک‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است و تقوا یک‌ درجه‌ بالاتر از ایمان، و به‌ فرزند آدم‌ چیزى‌ بالاتر از یقین‌ داده‌ نشده‌ است‌.


- اطعام‌ و میهمانى‌ کردن‌ براى‌ ازدواج‌ از سنت‌ است‌.


- ایمان‌ چهار رکن‌ است‌ : توکل‌ بر خدا، رضا به‌ قضاى‌ خدا، تسلیم‌ به‌ امر خدا، واگذاشتن‌ کار به‌ خدا.


- هر کس‌ اندوه‌ و مشکلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نماید، خداوند در روز قیامت‌ اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد.


- عبادت‌ بسیار روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نیست‌، و همانا عبادت‌ بسیار اندیشیدن در امر خداست‌.


(تحف العقول)


عشق بى نهایت
دل به زیارت تو اوج مى گیرد
اى رضا!
مى آیم به سوى تو
تو اى عشق بى نهایت!
و تو
عاشقانه عقده هاى دلم را مرحمى مى شوى
و هاى هاى اشکهایم
به زیارت تو
از دیدگانم جارى مى شود
اى ملکه دلهاى خسته!
تو جام مرا پر از شراب معنویت مى سازى
و من
عاشقانه نامت را فریاد مى زنم:
اى امام هشتمین!
اى ضامن آهوان رمیده!
تو معیار سنجش صداقت هستى
تو آسمان زلال دلها هستى


 


 


 


 


 



طواف گنبد
هر شب در خیال خویش
ضریحت را
با آب دیدگانم غبارروبى مى کنم
و با نسیم
کبوتران ضریحت را
در دیدگانم
مجسم مى کنم
و بر گنبد طلایى ضریح تو
طواف مى گذارم
چشم هایم شیدا
براى یک لحظه
یک ثانیه
حضور صمیمى ات را
در ضریح ترسیم مى کند
و من
بى قرار مثل یک قطره حباب
رنگین ترین رؤیا و مجنون ترین مجنون
مى گردم
و از خطوط سبز تخیل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
یا غریب الغربا!
حکایت هاى خسته جانم را بازگو مى کنم
و کبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خویش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم


 


 


 


 


 


گاه آهو
آهو از کجا فهمید
باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید
سایه اى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترین بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى کنى جدا از او
ترس و بیقرارى را

 


 


 



نوشته شده در پنج شنبه 14/7/90ساعت 10:37 عصر توسط مارال نظرات ( ) |

   1   2   3   4   5   >>   >

Design By : Pichak